مرتضى راوندى
78
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
يعقوب از آنجا به شهر آمد و به كار رويگرى پرداخت . درآمد او ماهى پانزده درهم بود ، ولى چون همتى بلند داشت آنچه مىيافت با ياران و دوستان مىخورد ، و همين امر مايهء پيشرفت كار و توفيق وى در رسيدن به مقاصد عالى خويش گرديد . پس از چندى همت بلند و خيالات بزرگى كه در سر مىپروريد ، برآنش داشت كه از رويگرى دست كشد ، و درپى آرزوهاى خود ، عيارى پيشه كند . در آن زمان عيار به مردم كارآزموده و هوشيارى ، كه از ميان عوام برمىخاستند ، و از حوادث براى رسيدن به مقامى بلند ، استفاده مىكردند ، گفته مىشد . يعقوب در عيارى نيز با مغلوبان و اسيران به جوانمردى رفتار مىكرد ، و هيچكس را بىسبب نمىآزرد . كمكم كارش بالا گرفت و سپاه فراوان گرد كرد و به نيروى مردى و دليرى بر سيستان دست يافت و به اميرى رسيد و دست عمال خليفهء عباسى را از آن سرزمين كوتاه ساخت . كشورگشايى يعقوب پس از تصرف سيستان ، يعقوب ، به كشورگشايى و انجام مقاصد عالى خويش همت گماشت . از مشرق تا حدود هندوستان و از شمال تا رود جيجون پيش رفت و به گرفتن خراسان پرداخت . خراسان ، آنزمان در دست محمد بن طاهر بود . جد او طاهر ذواليمينين را حقا بايد از مردان بزرگ ايران شمرد ، زيرا نام وى در تاريخ اين كشور به ميهندوستى و مخالفت با حكومت بيگانهء تازى مفتخر است . اين مرد پس از مرگ هارون الرشيد خليفهء عباسى ، چون ميان دو پسرش مأمون و امين اختلاف افتاد ، به هوادارى مأمون برخاست . زيرا مأمون ، كه در خراسان حكومت مىكرد ، به ايرانيان بيشتر مايل بود و بسيارى از مشاوران و مديران دولت وى ايرانى بودند ، و اميد ايشان آن بود كه اگر او به خلافت رسد عنصر ايرانى را بر تازى برترى دهد و كارهاى كشورى و لشكرى را به همميهنان ايشان سپارد . طاهر نيز بدين اميد به هوادارى مأمون برخاست و با سپاهى از ايرانيان خراسان ، به جنگ امين رفت ، و عاقبت او را دستگير و هلاك كرد و سرش را نزد مأمون فرستاد ، و مأمون به يارى وى بر مسند خلافت نشست . ولى مأمون چون به خلافت رسيد ، بر خلاف اميد و انتظار ايرانيان ، با كشتن وزير ايرنى خويش فضل بن سهل و هلاك كردن حضرت رضا ( ع ) كه ايرانيان به وليعهد گشتنش تمايل داشتند ، و تبديل كردن لباس سبز به لباس سياه ، كه شعار عباسيان بود ، و متوجه شدن به عنصر تازى ، آنان را آزردهخاطر ساخت . پس كسانى كه آرزومند آزادى ايران بودند بر آن شدند كه آرزوى خود را به طريقى ديگر انجام دهند . از آن جمله طاهر